تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۵۸

چون بحر شدی گهر میانِ جان دارتلخست دهانت ز شکر هیچ مپرس
پس چون دریا، گوهرِ خود پنهان داراو بود دونده و دگر هیچ مپرس