تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۵۹

عمری دل من غرقهٔ خون آمده بودبر درگه عشق سرنگون آمده بود
از بس که زد این در وکسش درنگشاداو بود که از برون درون آمده بود