شمارهٔ ۳۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساس میکند که در آثار و دنیای اطرافش جز توهم و خیال چیزی نمیبیند. او به عمق نیستی و عدم وجود رفته است و در نتیجه، خود را گم کرده و نمیتواند نشانی از سرزمین و هویتش پیدا کند.
از بس که در آثار نمیبینم منجز پردهٔ پندار، نمیبینم من
هوش مصنوعی: به خاطر این که در نوشتهها و آثار، تنها تصویرهای خیالی و تصورات ذهنی را میبینم، هیچ چیز واقعی و مشخصی نمیتوانم مشاهده کنم.
از بس که به قعر نیستی در رفتمگم گشتم و دیار نمیبینم من
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه به عمق نیستی وارد شدم، هرچه بیشتر گم شدهام و دیگر جایی را نمیبینم.