شمارهٔ ۸
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به احساس ناامیدی و بیکمکی اشاره میکند. او میگوید که زندگی جز درد و رنجی مثل خوردن جگر به او چیزی نداده است و از هیچکس انتظاری برای کمک ندارد. همچنین از مستی جهل سخن میگوید و میافزاید که از رفت و آمدها و تغییرات زندگی هیچ درکی ندارد. در واقع، او به پوچی و بیمعنایی زندگی اشاره میکند.
مائیم و نصیب جز جگر خواری نهوز هیچ کسی به ذرهای یاری نه
هوش مصنوعی: ما تنها هستیم و جز درد و رنج چیزی نصیب ما نشده است و از هیچ کس کمکی نمیرسد.
از مستی جهل امید هشیاری نهوز رفتن و آمدن خبرداری نه
هوش مصنوعی: در این دنیا، انسانها به شدت غرق در بیخبری و ناآگاهی هستند و هیچ امیدی به بیداری و آگاهی از حقیقت ندارند. آنها نه از رفت و آمدها و تغییرات زندگی خبری دارند و نه از بهبود وضعیت خود آگاهند.