تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۲

دردا که دلم واقف آن راز نشدجان نیز دمی محرمِ دمساز نشد
چه غصّه بود ورای آن در دو جهانکاین چشم فراز گشت و آن باز نشد