شمارهٔ ۱۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از زندگی پرخطر و چالشبرانگیز خود میگوید که برای عشق به دوستش، جان و دل را فدای او کرده است. او به مدت سی سال در تلاش و کوشش بوده تا این عشق را زنده نگه دارد، اما در نهایت، همه چیز به یک شعلهای تبدیل شده که روغنش تمام شده و خاموش شده است.
دل بر سرِ این راه خطرناک بسوختجان بر درِ دوست روی بر خاک بسوخت
هوش مصنوعی: دل به خاطر این مسیر پرخطر سوخته و جانم را در جلوی در دوست فدای او کردم.
سی سال درین چراغ روغن کردیمیک شعله بزد، روغنِ او پاک بسوخت
هوش مصنوعی: ما سی سال تلاش کردیم و زحمت کشیدیم تا روشنایی این چراغ را فراهم کنیم، اما یک شعله کوچک از آن، تمام روغن خالصی که جمع کرده بودیم را سوخت.