تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۲۱

رازی که دل من است سرگشتهٔ آنوز خون دو دیده گشتم آغشتهٔ آن
تا کی به سر سوزن فکرت کاومسِرّی که کسی نیافت سَرْ رشتهٔ آن