تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۸

هر دل که ز سرِّ کار آگاهی داشتدر گوشه نشست و منصبِ شاهی داشت
چون نیست ز نفسِ تو کسی دشمن‌ترپس از که امیدِ دوستی خواهی داشت