تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۲

اوّل دل من بر سر غوغا بنشستهر دم به هزار گونه سودا بنشست
و آخر چو بدید کان همه هیچ نبوداز جمله طمع برید و تنها بنشست