تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۹

تا کی زنی ای دل خسته جوشدر پردهٔ خود نشین و خونی مفروش
بگشای نظر ببین که یک یک ذرّهخون میگریند جمله بنشسته خموش