شمارهٔ ۲۸
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از شور و شوق درونی خود سخن میگوید و بیان میکند که با وجود این شوق و جوشش، احساسات و رازهای خود را نه تنها از دیگران بلکه از خود نیز پنهان میکند. شاعر به شخصی به نام "خواجه" اشاره میکند و میگوید که در مقابل درد و غمهای دلش میخواهد صادق باشد، حتی اگر خلاف آنچه که احساس میکند را بنوشد.
چون بحر، ز شوق راز جان، میجوشملیکن ز خود و ز دیگران میپوشم
هوش مصنوعی: من مانند دریا هستم که از شوق و عشق درونم به جوش و خروش آمدهام، اما این احساسات را از خودم و دیگران پنهان میکنم.
ای خواجه! برو، که دُرد صافی روییمن صافی دل اگرچه دُردی نوشم
هوش مصنوعی: ای آقا! برو به کار خودت، چرا که وقتی مینوشم، درد و غم من به زیبایی و صاف بودن چهرهام ربطی ندارد، هرچند که دلم خالی از غم نیست.