تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۱

دیرست که جان خویشتن میسوزموز آتش جان، چو شمع، تن میسوزم
ای کاش، شد آمدم نبودی که مدامتا آمدم از بیم شدن میسوزم