تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۵۹

دردا که دلم را تن بَطّال بکشتمهدی مرا به ظلم دجّال بکشت
در بادیهای، چراغکی میبردمیک صر صر تند آمد و در حال بکشت