تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۶۳

امروز منم نشسته نه نیست نه هستدر پردهٔ نیستْ هست شوریده و مست
چه چاره کنم چو شیشه افتاد و شکستهم دست ز کار رفت و هم کار از دست