تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۸

میگریم ازان مهوشم و میگریمشکّر چو لبش میچشم و میگریم
خاکی که بدو رسید روزی قدمشدر دیدهٔ خود میکشم و میگریم