شمارهٔ ۹
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از دل خود میخواهد که برای او بگرید و از او نپرسد. او به جان شیرین خود بیزاری میورزد و نگران نیست. او به حالت خواب و سکون خود اشاره میکند و به کسی که میخواهد حالش را بپرسد، میگوید که حالش را باید خود ببیند و نیاز به سوال نیست.
ای دل بگری بر من مسکین و مپرسبیزاری کن ز جان شیرین و مپرس
هوش مصنوعی: ای دل، بر حال من زار بگری و از من نپرس که آیا از زندگی شیرین کسل شدهام یا نه.
کان خفتهٔ خاک من بخوابم آمدگفتم: چونی گفت که میبین و مپرس
هوش مصنوعی: من که در خواب خاک فرو رفتهام، به خواب عمیقی رفتهام و وقتی از او پرسیدم حالش چطور است، تنها جوابش این بود که ببین و سوال نکن.