شمارهٔ ۳۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و وابستگی خود به معشوق سخن میگوید. او از بیحالی و سردرگمی خود در غیاب معشوقش میگوید و تأکید میکند که بدون حضور او، زندگی و وجودش هیچ ارزشی ندارد. زیبایی معشوقش به مانند ماه است، و او با اشاره به خاک سیاه، به تلخی دوری و فقدان او اشاره میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که بدون معشوق، هیچ وجودی برایش باقی نمیماند.
از کفر بتر بی تو غنودن ما راآخر ز تو گفتن و شنودن ما را
هوش مصنوعی: از کفر و بیدینی بترس، چون بیحضور تو ما را از گفتن و شنیدن حرفها و حقایق بازمیدارد.
ای روی چو ماه کرده در خاک سیاهبی روی تو نیست روی بودن ما را
هوش مصنوعی: ای چهرهات مانند ماه است و در خاک سیاه پنهان شده، بدون تو وجود ما بیمعنا و بیچهره است.