شمارهٔ ۴۴
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به از دست رفتن ارزش و زیبایی بیماران و یادها اشاره میکند. او بیان میکند که روزی خارها از خاک او بیرون میآید و چهرهاش به اندازهای بیارزش میشود که مانند خاک راه به نظر خواهد آمد. او از دیگران میخواهد بر سر خاک او بگریند و بپرسند که کجاست همه آن عظمت و کارهایی که انجام داده است. در واقع، این شعر حاکی از احساس اندوه و فناپذیری انسان است.
روزی که ز خاک من برون آید خارگلبرگ رخم چو خاک ره گردد خوار
هوش مصنوعی: روزیکه خاک من از بین برود و خار گلبرگ صورتم را ترک کند، آن روز مثل خاک زمین بیارزش خواهد بود.
بگری بگری بر سر خاک من زارگو ای همه خاک گشته کو آن همه کار
هوش مصنوعی: ای کسی که بر سر خاک من میگرید، به زاری بپرداز! بگو که آن خاکی که اکنون به این روز افتاده، زمانی مشحون از کارهای بزرگ و افتخارات بود.