شمارهٔ ۴۰
هوش مصنوعی: شاعر احساساتی عمیق و ناامیدی را بیان میکند. او میگوید اگر از جانش بگوید، حیران و سرگردان خواهد شد و اگر از دلش بگوید، همین حالت را خواهد داشت. او به این نتیجه میرسد که باید به عجز و ناتوانی خود اعتراف کند، اما میگوید هیچ کس نمیتواند از او عاجزتر باشد.
گر جان گویم برآمد و حیران شدور دل گویم واله و سرگردان شد
هوش مصنوعی: اگر از جان صحبت کنم، به حالت حیرت میافتم و اگر از دل بگویم، دچار شگفتی و پریشانی میشوم.
گفتی که به عجز معترف باید گشتعاجزتر ازین که من شدم نتوان شد
هوش مصنوعی: گفتی باید به ناتوانی خود اعتراف کنم، اما من به حدی ناتوان شدهام که دیگر نمیتوان ناتوانتر از من بود.