تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۳

چون نیست رهی به هیچ سوئی کس راجز خون خوردن نماند رویی کس را
هر کس گوید که کردم آن دریا نوشخود تر نشد از وی سر مویی کس را