شمارهٔ ۳۹
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از درد و رنج خود سخن میگوید. او مانند شمعی در حال ذوب شدن است و احساس میکند که در جستجوی چیزی ارزشمند (مانند سیماب) است ولی نمیتواند آن را پیدا کند. این احساس ناامیدی و تلاش در برابر ناپایداری زندگی او را به فکر واداشته است که در نهایت نمیداند چه باید بکند.
همچون شمعی چند گدازم چکنمسیماب شدم تیز چه تازم چکنم
هوش مصنوعی: مانند شمعی در حال ذوب شدن هستم و شدم شبیه جیوه، هم در حرکت و تغییر و هم در تیزی و شدت. در این حالت از خود میپرسم چه کار کنم؟
ای بس که ز ذرّه ذرّه، جُستم عمریشمیباز نیابمش چه سازم چکنم
هوش مصنوعی: سالهاست که از هر ذرهای کوشیدهام، اما همچنان به آن چیزی که میخواهم دست نیافتهام. حالا نمیدانم چه باید بکنم.