شمارهٔ ۷۷
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از غم و دلتنگیاش برای یاری که در کنارش نیست صحبت میکند. او بر این باور است که در غیاب یار، به محرم خود، یعنی غم، نشسته است و با این حال یار بدون هیچ گونه ابزاری، باعث درد و رنج او شده است. در واقع، یار خود را به نوعی کشته و در عزا و ماتم شاعر نشسته است.
تا بی رخ یار محرمم بنشستهبرخاستهای به صد غمم بنشسته
هوش مصنوعی: تا زمانی که به چهره یار ننگرم، در آرامش نشستهام و اگر هم برخیزم، به خاطر دردهای فراوانی است که در دل دارم.
این نادره بین که یار بی تیغ مراخود کشته و خود به ماتمم بنشسته
هوش مصنوعی: عزیز من، به دقت ببین که چگونه کسی که به من آسیب زده، خود را در عزاداریام نشانده است.