شمارهٔ ۲۶
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به ناامیدی و ناتوانی از کمک به دیگران اشاره میکند. او میگوید نه میتواند درد دیگران را درمان کند و نه در غم آنها شریک شود. او از معشوق میخواهد که برخیزد و به وضعیت بیچارگی خود توجه کند، زیرا او در حال حاضر به خاطر معشوق در وضعیت سختی قرار دارد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که معشوق باید خود به فکر چارهای باشد.
نه مرهم خون خوارهٔ خود خواهی کردنه ماتم آوارهٔ خود خواهی کرد
هوش مصنوعی: نه به درد و رنج کسی که از خودخواهی آسیب دیده، تسکین میدهی، و نه برای کسی که سرگردان و آواره است، بیقراری میکنی.
برخیز که بیچارهٔ کار تو شدمگر چارهٔ بیچارهٔ خود خواهی کرد
هوش مصنوعی: برخیز که من به خاطر تو در شرایط بدی قرار گرفتم، اگر میخواهی به حال خودت فکری کنی، باید به فکر من هم باشی.