شمارهٔ ۳۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر درباره حالاتی که در حضور معشوقش تجربه میکند صحبت میکند. او گاهی با خوشحالی و عشق به سوی معشوق میآید و گاهی نیز از خیر و شر بیخبر است. احساسات او با معشوقش به شدت در هم تنیده است و در این رفت و آمد به نوعی از دگرگونیهای درونی خود اشاره دارد.
گه پیش تو چون قلم به سر میآییمگاه از بد و نیک بیخبر میآییم
هوش مصنوعی: گاهی در حضور تو مانند قلمی میشویم که به سادگی تسلیم میگردد، و گاهی بدون آنکه از خوب و بد آگاه باشیم، به تو نزدیک میشویم.
با عشق تو دست در کمر میآییمبر پنداری زیر و زبر میآییم
هوش مصنوعی: ما با عشق تو به هم میچسبیم و با باورهای مختلف و شاید متناقض به سمت تو میرویم.