تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۳

دوش آمد و گفت: خویش را دشمن باشدر تیرگی اوفتادهٔ روشن باش
از خویش چو خشنود نبودی نفسیبیخویشتن آی و یک دمی با من باش