تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۵

دوش آمد و گفت: روز و شب غمناکیتا بنشستی بر درِ ما بی باکی
دستی که به دامن وصالت نرسددر گردنِ خاک کن که مشتی خاکی