شمارهٔ ۱۶
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده از حالتی از جنون و داغسوزی صحبت میکند که در آن جانش در آتش عشق میسوزد. او به فردی دیگر میگوید که از درون خود بیرون بیاید، زیرا در درونش راهی وجود ندارد و باید هر آنچه در دل دارد را به بیرون منتقل کند. به عبارتی، او به کشف و بیان احساسات درونی دعوت میکند.
دوش آمد و گفت: در جنون میفکنیمجان میسوزیم و تن به خون میفکنیم
هوش مصنوعی: دیشب کسی آمد و گفت: در حالت جنون، جان خود را میسوزانیم و تنمان را به خون میآلاییم.
بنشین تو برون که در درونت ره نیستتا هرچه درونست برون میفکنیم
هوش مصنوعی: بنشینید بیرون، زیرا در درونتان راهی برای پیدا کردن نیست. بنابراین، هر آنچه در درون دارید را بیرون بریزید.