تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۱

زلفِ تو به هم در اوفتاده عجب استگه سرکش و گاه سر نهاده عجب است
جانا! مژهٔ من است در آب مدامتیرِ مژهٔ تو آب داده عجب است!