شمارهٔ ۲۸
هوش مصنوعی: شاعر از دل شکسته و عشق خود به معشوقی وفادار ناپایدار میگوید. او بیرونی را میخواهد که با یک بوسه حرف بزند و در پاسخ به درخواستش، معشوق او را از شتاب و عجله باز میدارد و به او وعدهی گفتنی مهم را میدهد.
دل، مست بتی عهدشکن دارم منبا او به یکی بوسه سخن دارم من
هوش مصنوعی: من دلی عاشق دارم که به کسی غیرقابل اعتماد دل بستهام و با او تنها با یک بوسه میتوانم صحبت کنم.
گفتم: «شکری» گفت که تعجیل مکنبشنو سخنی که در دهن دارم من
هوش مصنوعی: گفتم: «متشکرم»، او گفت: «تأخیر نکن، به حرفی که در دلم دارم گوش کن.»