شمارهٔ ۱۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از محبوبش میخواهد که با خندهاش زندگی را برای او زیباتر کند. او به شدت تحت تأثیر عشق و جذبه محبوبش قرار دارد و میگوید که مانند گلی خوشبو از زیبایی او در دلش جوانه میزند. شاعر همچنین به روزهای سخت و شبهای طولانی ناشی از دوری محبوبش اشاره میکند و از او میخواهد که با یک لبخند، مانند صبحی روشن، زندگیاش را پرنور کند.
ای مونسِ جانِ همه کس! در من خند!خوش خوش چوگل از بادِ هوس در من خند!
هوش مصنوعی: ای همراه دل همه! درون من بخند! مانند گلی که بر اثر بادِ آرزوها خوشحال است، در من بخند!
در خون گشتم هزار شبگیر از توچون صبح برآی و یک نفس در من خند!
هوش مصنوعی: من در تاریکی و اندوه شبها غرق شدم، اما ای تو، مانند صبح که روشنایی میآورد، بیامد و یک لحظه به من لبخند بزن!