شمارهٔ ۱۱
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از لحظهای سخن میگوید که بوی پیراهن محبوبش را احساس میکند و این بوی ناخودآگاه غم و دردهای فراوانی را به جان و تن او میآورد. او بیان میکند که حتی اگر زمین و آسمان هم به خون تبدیل شوند، باز هم نمیتواند آنچه که بدون حضور محبوبش به او میگذرد را به زبان بیاورد.
زان روز که بوی پیرهن بی تو رسیدصد گونه غمم به جان و تن بی تو رسید
هوش مصنوعی: از روزی که بوی پیراهنت را بدون تو حس کردم، انواع غمها به جان و تنم هجوم آوردند.
ور آب زمین و آسمان خون گرددکی برگویم آنچه به من بی تو رسید
هوش مصنوعی: اگر آب زمین و آسمان به خون تبدیل شود، چگونه میتوانم بگویم چه بر من گذشته است وقتی تو در کنارم نیستی؟