تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۳

آن راز که دل به دیده میگوید بازو آن چیز که گم نکرد میجوید باز
تا کرد دلم درد ترا مرهمِ صبردردی دگر ازتو روی میشوید باز