شمارهٔ ۳۹
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از غم و رنج ناشی از جدایی یار سخن میگوید. دل او به خاطر جفا و ناملایمات یار زبان بسته و زخمخورده است. با اینکه او هر نوع درد و رنج را برای معشوق خود میپذیرد، اما نمیخواهد که یار در خون دلش غوطهور شود. در واقع، او اشاره میکند که دلش با وجود عشق به یار، به شدت آسیبدیده و غمگین است.
در دست جفای تو زبون است دلمدر پای غم تو سرنگون است دلم
هوش مصنوعی: دل من در برابر ظلم تو به هیچ است و به خاطر غم تو به زمین افتاده و بینصیب شده.
هرچند که خون دل حلال است ترادر خونِ دلم مشو که خون است دلم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه رنج و درد من برای تو قابل قبول است، اما در دلِ من جایی برای تو نیست؛ زیرا دل من پر از خون و درد است.