تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۷

آن رفت که گفتمی من از زهد سخناکنون من و دَردِ نو و دُردی کهن
دی سر و بُنِ صومعهٔ دین بودمو امروز به میخانه شدم بی سر و بن