تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۸

معشوقه نه سر،‌نه سروری میخواهدحیرانی و زیر و زَبَری میخواهد
من زاهد فوطه پوش چون دانم بودچون یار مرا قلندری میخواهد