تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۵۱

خواهی که غم از دل تو یک دم بشودمیخور که چو می به دل رسد غم بشود
بگشای سر زلف بتان، بند ز بند،زان پیش که بند بندت از هم بشود