تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۰

گل بی سر و پای خویشتن می‌انداختخود را به میان انجمن می‌انداخت
از رشک رخت به خاک ره می‌افتادپس خاک به دست با دهن می‌انداخت