شمارهٔ ۲۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حالتی عذابآور سخن میگوید که هیچکس نمیتواند به او کمک کند. او به شدت در مشکلات و دردهای خود غرق شده و احساس میکند که هیچکس نمیتواند او را نجات دهد یا از این وضعیت رهایی دهد. این تصویر به شدت از ناامیدی و تنهایی شاعر در مواجهه با مشکلاتش حکایت میکند.
گل گفت: کسم هیچ فسون مینکنددرمان من غرقه به خون مینکند
هوش مصنوعی: گل گفت: هیچکس به من کمکی نمیکند و به حال من نیز توجهی ندارد، فقط زخمهایم را بیشتر میکند و دردهایم را افزایش میدهد.
زین پای که من بر سر آتش دارمکس خار گلابگر برون مینکند
هوش مصنوعی: از این جایی که من در آتش ایستادهام، کسی نمیتواند از من خار گل را بیرون بکشد.