شمارهٔ ۳۰
هوش مصنوعی: در این شعر، گل با حسرت از زوال جوانی و بیثمر بودن عمرش سخن میگوید. او به شباهت خود به آتش اشاره میکند که در میان آبها قرار دارد و نشاندهنده ناپایداری زندگیاش است. گل احساس میکند که امیدش در پی کمعمریاش شکسته و در نهایت به سوی مرگ میرود.
گل گفت: چو نیست هفتهای روی نشستاز کم عمری پشت امیدم بشکست
هوش مصنوعی: گل گفت: وقتی که درختان جوان و بیتجربه هستند و در اوج شادابی خود پژمرده میشوند، امید من به شکوفایی و زیبایی نابود میشود.
هر چند چو آتشم بدین سیرآبیبر خاک فتاده میروم باد به دست
هوش مصنوعی: اگرچه من همچون آتش هستم و در این دشت پرآب قرار دارم، بر روی خاک غنودهام و گویی بادی را در دست دارم.