تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۹

ای صبح اگر از پرده عَلَم خواهی زدبی تیغ مرا سر چو قَلَم خواهی زد
زان سِر که میان من و یار است امشبدم نتوان زد چرا تو دم خواهی زد