شمارهٔ ۱۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که رازها و خوشیهای زندگی را آشکار کند و بذر شعف و شادی را در دلها بکارد. او به یاد میآورد که زیبایی و نور خورشید در یک لیوان شراب نهفته است و آرزو دارد که زمان طلوع صبح، کارهایش را به نتیجه برساند و زندگیاش شروعی تازه بگیرد.
وقت است که ساقی سرِ می بگشایدمطرب ره چنگ و دم نی بگشاید
هوش مصنوعی: وقت آن رسیده است که ساقی، درِ می را باز کند و مطرب نیز به نواختن چنگ و دمنای بپردازد.
تاروی چو خورشیدِ تو نَبْوَد به صبوحکارم به کلیدِ صبح کی بگشاید
هوش مصنوعی: اگر زیبایی تو مانند خورشید در صبح نباشد، در این صورت چه زمانی روز جدیدی برای من آغاز میشود؟