شمارهٔ ۲۳
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از ترس خود نسبت به صبح سخن میگوید. او از دمیدن صبح و ظهور آن میترسد، زیرا میداند که با آمدن صبح، لحظات شیرین و پنهانیاش با یار پایان مییابد. این ترس به دلیل شکسته شدن پردهها و نمایان شدن واقعیتهاست.
امشب ز دمیدن تو ترسم ای صبحوز تیغ کشیدن تو ترسم ای صبح
هوش مصنوعی: امشب از بیدار شدن تو میترسم، ای صبح، و همچنین از نمایان شدن تیغی که به دقت کشیدهای، میترسم، ای صبح.
چون در پس پرده یار با ما بنشستاز پرده دریدن تو ترسم ای صبح
هوش مصنوعی: وقتی یار در پس پرده با ما نشسته، از این میترسم که صبح به وقت کنده شدن پرده، همه چیز روشن شود.