تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۷۲

گفتم:‌شمعا! چون همه شب در کاریاز گرمی کار و بار برگی داری
گفتا که درین سوختن و دشواریاشکم بارست و آتشم سرباری