تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱۰۶

دی میگفتم دستِ من و دامنِ اوچون خونِ من او بریخت در گردنِ او
پروانه به پای شمع از آن افتادستتا شمع به اشکِ خود بشوید تنِ او