تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۱

شمع آمد و گفت: هر دم آتش بیش استوامشب تنم از گریه به روز خویش است
گر میگریم به زاری زار رواستتا غسل کنم که کشتنم در پیش است