تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۳۱

شمع آمد و گفت:‌چون مرا نیست قراراز پنبه نفس زنم چو حلاج از دار
در واقعهٔ خویش چو حلاجم منآویخته و سوخته و کشتهٔ زار