تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۶۱

شمع آمد و گفت: این تن لاغر همه سوخترفتم که مرا ز پای تا سر همه سوخت
خشکم همه از دست شد و تر همه سوختاشکی دو سه نم بماند و دیگر همه سوخت