تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۷۷

شمع آمد و گفت: گر بما زد پر بازپروانه ز شوق کس نزد دیگر باز
هر لحظه رهی که میروم چون خاممزان در آتش گرفتهام از سر باز