تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۷۹

شمع آمد و گفت: سوز پروانه جداستکاو را پر سوخت سوز من سر تا پاست
من بنمودم درین میان فرقی راستفرقی روشن چنین که دارد که مراست