تناجی
عطار نیشابوری

شمارهٔ ۹۴

شمع آمد و گفت: کشتهٔ ایاممسرگشتهٔ روزگارِ نافرجامم
با آن که بریدهاند صد بار سرمشیرینی انگبین نرفت از کامم